استاد شجریان آوازی دارد سوار بر این بیت از سعدی که:
برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان
بگذار تا ببینم که که میزند به تیرم...
موریس مترلینگ در فرازی از کتاب اندیشههای یک مغز بزرگ میگوید: «اگر موجودی بتواند آنچه ما معجزه مینامیم انجام دهد، احتمالاً دستکم یک بُعد بیش از ما دارد. چیزی که شاید برای او امری طبیعی باشد.» ″ نقل به مضمون ″
آنچه در این بیت از شعر سعدی و آواز محمدرضا شجریان پیداست، تبیینی است در اثبات همین ادعا، گرچه برای ایشان امری عادی جلوه نموده باشد.
سعدی سهل و ممتنع میسراید و شجریان به ظاهر ساده میخواند اما اعجازی در تکرار ″ که ″ نهفته که از دسترس ما خارج است. در آن میان چیزی است ورای هستی و نیستی، شبیه آنچه مترلینگ در جایی دیگر از همان کتاب بدان اشاره دارد: «وقتی به شعله شمع میدمید و شمع را خاموش میكنید، آن شعله كجا میرود؟ خواهید گفت نیست میشود، ولی چنین چیزی محال است؛ در دنیا، هیچ چیز «نیست» نخواهد شد.»
سعید حیدری
برچسب:
نویسنده: حامد دادخواه